سيد علي اكبر قرشي
595
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
قرار دادند و شيطان آنها را براى خود شريك اخذ كرده است و يا شيطان آنها را براى خود تلهها اخذ كرده است « شرك » ( بر وزن عنق ) جمع شراك ( مثل كتاب ) و شرك ( مثل قمر ) است در صورت اوّل به معنى راه و در صورت دوم به معنى تله است . در وصف زمان جاهليّت فرموده : « و خذل الايمان . . . و درست سبله و عفت شركه » خ 2 47 ، ايمان مخذول گشته و راههايش مندرس شده و جادههايش محو گرديده بود . شره : ( مثل شرف ) حرص شديد . و آن فقط يك بار در « نهج » آمده است به مالك اشتر مى نويسد : « فلا تدخلنَّ فى مشورتك بخيلا بعدل به عن الفضل . . . و لا حريصا يزيّن لك الشره بالجور فان البخل و الجبن و الحرص غرائز شىَّ يجمعها سوء الظن بالله » نامهء 53 430 ، در مشورت خود آدم بخيل را داخل نكن تو را از احسان باز مى دارد و نه حريص را كه با وادار كردن به ظلم حرص را در نظرت جلوهگر مىكند ، بخل و ترسوئى و حرص غرائز مختلفى هستند كه جامع همه سوء ظنّ به خداست . شرى : ( مثل فعل ) خريدن و فروختن بعبارت ديگر : شرى و شراء از اضداد است . اشتراء نيز به معنى خريدن و فروختن هر دو آيد . هشت مورد از اين ماده « نهج » آمده است » به فرماندهان لشكر نوشته است « فانما اهلك من كان قبلكم انّهم منعوا الناس الحق فاشتروه و اخذوهم بالباطل فاقتدوه » نامه 79 466 ، گذشتگان را آنچيز هلاك كرد كه آنها حق را از مردم منع كردند و مردم حق خود را با رشوه از آنها خريدند ، و مردم را وادار به باطل كردند و مردم از آنها پيروى نمودند . دربارهء طلحه و زبير و پيروان آنها فرموده : فخرجوا يجرّون حرمة رسول الله صلى الله عليه و آله كما تجرُّ الامة عنه شرائها » خ 172 247 از مكه به طرف بصره خارج شدند ، حرم رسول خدا ص را با خود مى كشيدند مانند كشيدن كنيز به وقت فروختن . شزر : ( مثل عقل ) نيزه زدن به طرف راست و چپ دشمن . در لغت آمده : « شزر فلانا شزرا : طعنه عن يمينه و شماله » آن فقط يك بار در « نهج » آمده است . در صفين دربارهء تعليم جنگ فرموده است « و اكملوا اللامة و قلقلوا السبوف فى اغمادها قبل سلّها و الحظوا الخزر و اطعنوا الشزر » خ 66 97 يعنى زره را كامل كنيد تا همه جايتان را بپوشاند ، شمشيرها را قبل از كشيدن در غلاف حركت دهيد ( تا مطمئن باشيد كه به